آرشیو برای: "اسفند 1396"
حکایت
پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود… پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دختر نمیدهم…!! پسری پولدار، اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود، پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد… بیشتر »
حدیث روز
????? ??? ?? ? امام صادق (ع) مےفرمایند ، یک مؤمن چهار چیز باید داشته باشد : ➊✨ خانه وسیع ➋✨ سواری خوب ➌✨ لباس زیبا ➍✨ چراغ پر نور ? شخصی پرسید ما که نداریم چه کنیم؟ حضرت فرمودند: این حدیث باطن هم دارد : ①✨ منظور از خانه وسیع، صبر است که بیان گر روح بزرگ… بیشتر »
نکته
? چگونه خداوند با وجود فراوانی انسانها در قیامت،به حسابشان رسیدگی می کند؟ ? آیاتی از قرآن کریم بر این مسئله دلالت دارند که همه اعمال انسان مورد محاسبه قرار می گیرند. این محاسبه چنان وسیع است که حتی نیات و اعمال جوانحی انسان را در بر میگیرد. ☘ از… بیشتر »
نکته روز
خدایا شکر!!! روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه مي کند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي… بیشتر »
حکایت
فرار به سوی خدا میگویند پسری در خانه خیلی شلوغکاری کرده بود. همهی اوضاع را به هم ریخته بود. وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت. پسر دید امروز اوضاع خیلی بیریخت است، همهی درها هم… بیشتر »
حکایت
طرز فکر یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به… بیشتر »
حکایت
با همان متری که دیگران را اندازه گیری میکنید اندازه گیری می شوید در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شبها باد می آمد و فوق العاده سرد میشد.دوستان ملا گفتند: ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آنکه از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی ,ما یک سور به تو… بیشتر »
حکایت
روزي شاگردان نزدحکيم رفتند و پرسيدند: استاد ، زيبايي انسان درچيست؟ حکيم2کاسه کنار شاگردان گذاشت وگفت: به اين 2 کاسه نگاه کنيد اولي از طلا درست شده و درونش زهر است و دومي کاسه اي گليست ودرونش آب گواراست، شما کدام رامي خوريد؟ شاگردان جواب دادند: کاسه… بیشتر »
حکایت
در شهر ما دیوانه ای زندگی میکند که همه او را دست می اندازند و در کوچه پس کوچه های شهر بازیچه بچه ها قرار میگیرد. روزی او را در کوچه ای دیدم که با کودکانی که او را ملعبه خود قرار داده بودند با خنده و شادی بازی میکرد.او را به خانه بردم و پرسیدم: چرا… بیشتر »
حکایت
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد. جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟… زاهد گفت: مال تو کجاست؟ جهانگرد گفت:من اینجا… بیشتر »
حکایت
بزرگی گفت : وابسته به خدا شوید . پرسیدم : چطوری ؟ گفت : چطوری وابسته به یه نفر میشی ؟ گفتم : وقتی زیاد باهاش حرف می زنم زیاد میرم و میام . گفت : آفرین .زیاد با خدا حرف بزن . زیاد با خدا رفت و آمد کن بیشتر »
حدیث نبوی14
برخی از خویشاوندان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از ایشان پرسیدند: ای رسول خدا! آیا در روز قیامت، انسان، افراد نزدیک خویش را به یاد میآورد؟ فرمود: در سه جایگاه است که هیچ کسی، دیگری را به یاد نمی آورد: زمانی که شخص در برابر ترازوی اعمال قرار… بیشتر »
درمحضر استاد
حجةالاسلام فاطمی نیا: سحرها را از دست ندهید؛ ولو دو رکعت هم اگر میتوانید نماز (نافله شب) بخوانید. در این زمانه هم که به برکت موبایل و تلویزیون و… اکثر مردم تا نیمه شب مشغول و سرگرم هستند! سحرها را ضایع نکنیم، اگر نماز مستحبی هم نخواندیم، حداقل… بیشتر »
حکایت
حکایت کرده اند٬ بزرگمهر٬ هرروز صبح زود خدمت انوشیروان می رفت٬ پس از ادای احترام٬رو در روی انوشیروان می گفت: سحر خیز باش تا کامروا گردی… شبی٬ انوشیروان به سرداران نظامی اش٬ دستور داد تا نیمه شب بیدار شوندو سر راه بزرگمهر٬ منتظر بمانند.چون پیش از… بیشتر »
حکایت
خدایی که تو میپرستی…! حکایت است که پادشاهی از وزیر خداپرستش پرسید: بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد، و چه کار می کند؟ و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی. وزیر سر در گریبان به خانه رفت. وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال… بیشتر »
حکایت
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم فرما شد، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم.جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا… پیرمرد… بیشتر »
حکایت
مردی به نزد حلوا فروشی رفت و گفت: مقداری حلوای نسیه به من بده حلوا فروش قدری حلوا برایش در کفه ترازو گذاشت و گفت : امتحان کن ببین خوب است یا نه. مرد گفت:روزه ام، باشد موقع افطار حلوا فروش گفت: هنوز 10 روز به ماه رمضان مانده ؛ چطور است که حالا روزه… بیشتر »
حکایت
داستان جالب (تجزیه و ترکیب !) روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟ بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای… بیشتر »
شهید
یکی از کارمندان شهرداری اورمیه میگفت: تازه ازدواج کرده بودم و با مدرک دیپلم دنبال کار میگشتم. از پله های شهرداری میرفتم بالا که یکی از کارکنان شهرداری را دیدم و ازش پرسیدم آیا اینجا برای من کار هست؟ تازه ازدواج کردم و دیپلم دارم. یه کاغذ از جیبش… بیشتر »
حدیث نبوی11
رسول اللّه صلی الله علیه و آله ـ فی صِفَةِ الأَئِمَّةِ مِن وُلدِ عَلِیٍّ علیهم السلام ـ : خُلَفائی وأوصِیائی وأولادی وعِترَتی … بِهِم یُمسِکُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ السَّماءَ أن تَقَعَ عَلَى الأَرضِ إلاّ بِإِذنِهِ ، وبِهِم یَحفَظُ اللّه ُ الأَرضَ… بیشتر »
نکته اخلاقی
زنی به روحانی مسجد گفت: من نمیخوام در مسجد حضور داشته باشم! روحانی گفت: میتونم بپرسم چرا؟ زن جواب داد: چون یک عده را میبینم که دارند با گوشی صحبت میکنند، عدهای در حال پیامک فرستادن در حین دعا خواندن هستند، بعضی ها غیبت میکنند و شایعه پراکنی… بیشتر »
حدیث نبوی10
رسول اللّه صلی الله علیه و آله ـ فی صِفَةِ الأَئِمَّةِ علیهم السلام ـ : أئِمَّةٌ أبرارٌ ، هُم مَعَ الحَقِّ والحَقُّ مَعَهُم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ـ در توصیف امامان علیهم السلام ـ : امامانى هستند نیکوکار، آنها با حقّ هستند و حقّ با آنهاست.… بیشتر »
حدیث نبوی9
رسول اللّه صلی الله علیه و آله : نَحنُ أهلَ البَیتِ مَفاتیحُ الرَّحمَةِ ، ومَوضِعُ الرِّسالَةِ ، ومُختَلَفُ المَلائِکَةِ، وَمعدِنُ العِلم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله : ما اهل بیت، کلیدهاى رحمت و جایگاه رسالت و محلّ آمد و شد فرشتگان و کان دانش… بیشتر »
شهید
وصیت نامه شهید مهدی زین الدین : بسمه تعالی اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام، اعتقاد داشتن به امام حسین(ع) است. هیچ کس نمیتواند پاسداری از اسلام کند در حالی که ایمان و یقین به اباعبداللهالحسین(ع) نداشته باشد. اگر امروز ما در صحنههای پیکار… بیشتر »
نکته روز
“ﻣﺮﺩ” ﺭﺍ ﺑﻪ “ﻋﻘﻠﺶ” ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ “ﺛﺮﻭﺗﺶ” !! “ﺯﻥ” ﺭﺍ ﺑﻪ “ﻭﻓﺎﯾﺶ” بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ “ﺟﻤﺎﻟﺶ” !! “ﺩﻭﺳﺖ” ﺭﺍ ﺑﻪ “ﻣﺤﺒﺘﺶ” بنگر ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ “ﮐﻼﻣﺶ” !!… بیشتر »
درمحضر استاد
آیت الله بهجت باید بدانیم که علاج ما اصلاح نفس است در همه ی مراحل واز این مستغنی نخواهیم بود و بدون آن کار ما تمام نخواهد شد. با اعتراف به این که عمل خود ما است که بر سر ما آمده و می آید ،تا خودمان را اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم و با… بیشتر »
نکته روز
☘️ امام صادق (علیه السلام) : ? هر کس هر روز بیست و پنج بار بگوید : اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمؤمِنینَ وَالموْمِناتِ وَالْمُسْلِمینَ وَالْمُسْلِماتِ. ? خدا به شماره هر مومنی که در گذشته زنده باشد تا روز قیامت حسنه ای برایش بنویسد و گناهی از او محو کند… بیشتر »
شهید
? دل نوشته شهید آوینی خطاب به رهبر انقلاب: عزیز ما ، ای وصی امام عشق ! آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند. اما شما خوب می دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبّت در کجاست. خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و… بیشتر »
حکایت
« گویند: روزی خلیفه از محلی می گذشت، دید که بهلول، زمین را با چوبی اندازه می گیرد. پرسید: چه می کنی؟ گفت: می خواهم دنیا را تقسیم کنم تا ببینم به ما چه قدر می رسد و به شما چه قدر؟ هر چه سعی می کنم، می بینم که به من بیشتر از دو ذارع (حدود یک متر) نمی… بیشتر »
حکایت
ثروتمند زاده اى در كنار قبر پدرش نشسته بود و در كنار او فقيرزاده اى كه او هم در كنار قبر پدرش بود. ثروتمندزاده با فقيرزاده مناظره مى كرد و مى گفت :صندوق گور پدرم سنگى است و نوشته روى سنگ رنگين است. مقبره اش از سنگ مرمر فرش شده و در ميان قبر، خشت… بیشتر »
حکایت
« فقیری به در خانه بخیلی آمد، گفت: شنیده ام که تو قدری از مال خود را نذر نیازمندان کرده ای و من در نهایت فقرم، به من چیزی بده بخیل گفت: من نذر کوران کرده ام. فقیر گفت: من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا می بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل… بیشتر »
حکایت
«آورده اند روزی حاکم شهر بغداد از بهلول پرسید: آیا دوست داری که همیشه سلامت و تن درست باشی؟ بهلول گفت: خیر زیرا اگر همیشه در آسایش به سر برم، آرزو و خواهش های نفسانی در من قوت می گیرد و در نتیجه، از یاد خدا غافل می مانم. خیر من در این است که در همین… بیشتر »
حکایت
1. حكيم فرزانه اى پسرانش را چنين نصيحت مى كرد: عزيزان پدر! هنر بياموزيد، زيرا نمى توان بر ملك و دولت اعتماد كرد، درهم و دينار در پرتگاه نابودى است، يا دزد همه آن را ببرد و يا صاحب پول، اندك اندك آن را بخورد، ولى هنر چشمه زاينده و دولت پاينده است، اگر… بیشتر »
نکته روز
شیطان می خواست که خود را با عصر جدید تطبیق بدهد، تصمیم گرفت وسوسههای قدیمی و در انبار ماندهاش را به حراج بگذارد. در روزنامهای آگهی داد و تمام روز، مشتری ها را در دفتر کارش پذیرفت. حراج جالبی بود: سنگهایی برای لغزش در تقوا، آینههایی که آدم را… بیشتر »
سخنان رهبر معظم انقلاب
? .? یکی از شیرینترین خاطرات رهبر انقلاب محافظ مقام معظم رهبری (در دوره ریاست جمهوری) تعریف می کرد در یکی از سفرهای به جنوب و بازدید از مناطق جنگی، بعد از ورود ماشین به جادهای خاکی حضرت آقا به راننده فرمودند: که من به رانندگی علاقه دارم و دوست دارم… بیشتر »
نکته روز
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله را یاد کردند، زیاد بر او صلوات بفرستید. زیرا همانا کسى که یک بار بر پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات بفرستد، خداوند در هزار صف از فرشتگان هزار بار بر او صلوات مى فرستد و آفریده اى از… بیشتر »

